الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
230
الخصال ( فارسي )
در هر صد گوسفند ، گوسفندى دهند ، و گاو هنگامى كه به سى عدد رسد ، گوسالهء يك ساله زكات دارد ، تا به چهل رسد كه در آن يك گاو دو ساله است ، تا به شصت رسد كه در آن دو گاو دو ساله باشد تا به نود رسد و در آن سه گوسالهء يك ساله باشد ، آنگاه در هر سى تا گوساله يك ساله است و در هر چهل گاو گاوى دو ساله باشد . هر گاه اشتر به پنج رسد زكات دارد ، و زكات پنج اشتر گوسفنديست ، تا به ده رسد كه زكات آن دو گوسفند است ، و هر گاه پانزده رسد ، سه گوسفند زكات دارد ، و هر گاه به بيست رسد ، چهار گوسفند باشد و هر گاه به بيست و پنج رسد پنج گوسفند ، و هر گاه يكى بر آن اضافه گردد اشترى دو ساله زكات بايد داد و چون به سى و پنج رسد و يكى اضافه گردد ، اشترى پاى در سه سال نهاده بايد زكات داد و هر گاه به چهل و پنج رسد و يكى اضافه گردد اشترى كه پاى در چهار سال نهاده بايد زكات داد ، و هر گاه به شصت رسد و يكى اضافه گردد ، اشترى كه پاى در پنج سال نهاده بايد زكات داد ، تا به هشتاد رسد . و هر گاه يكى اضافه گردد زكات آن اشتريست كه پاى در شش سال نهاده باشد ، تا برسد به نود اشتر ، هر گاه به نود رسد ، دو اشتر كه پاى در سه سال نهاده زكات بايد داد ، تا برسد به صد و بيست اشتر كه در آن دو اشتر كه پاى در چهار سال نهادهاند و نر پذيرند بايد داد . هر گاه اشتر بسيار شود ، براى هر چهل اشتر ، اشترى كه پاى در سه سال نهاده بايد زكات داد ، و براى هر پنجاه اشتر ، اشترى كه پاى در چهار سالگى نهاده بايد زكات داد ، و ديگر براى كم بود آن گوسفند نمىدهند و بايد ملاحظهء حال اشتران را در سال كرد . زكات فطره براى هر كسى از خرد و كلان و آزاد و بنده و مرد و زن واجب است ، و اندازهء آن چهار مد است ، از گندم ، و جو ، خرما و مويز و آن به اندازهء صاعى باشد كه تقريبا يك من تبريز باشد ، مستحق هر گونه از زكات بايد جعفرى مذهب و شناساى پيشوا باشد .